دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
17
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
را انجام داده بود و مبارز الدين محمد بن مظفر يزدى هم در يك لشكركشى عليه اخىچوق ، نيروهاى رزمنده او را تضعيف كرده بود . شيخ اويس در سالهاى بعد در كشمكشهاى قدرتطلبى آل مظفر دخالت كرد . او اصفهان را به شاه محمود - كه سلطنت او را به رسميت شناخته و با يكى از دخترانش ازدواج كرده بود - واگذار كرد و بر استيلاى او بر شيراز مهر تأييد زد . مشكلات و موانعى كه شيخ اويس بناگريز با آنها درافتاد ، اين موفقيتها را تحت الشعاع قرار داد . از اين رو در زمستان سال 766 / 1364 هنگامى كه عليه كيكاوس بن كيقباد ( شروانشاه ) لشكركشى به راه انداخت ، خبر طغيان خواجه ميرجان حاكم دستنشاندهاش در بغداد به او رسيد و بناچار براى بازگرداندن نظم و نسق در پايتخت خويش بدانجا بازگشت . ازجمله دشمنان سرسخت او قراقويونلوها در ديار بكر بودند ، يعنى اتحاديه تركمانانى كه بعدها در آغاز سده نهم / پانزدهم طومار سلسلهاش را درنورديدند . او در بهار سال 767 / 1366 عليه آنان وارد جنگ شد و در نبرد موش رهبرشان بيرم خواجه را درهم شكست . شيخ اويس سرانجام كار را با شروانشاه - كه بار ديگر از غيبت او در آذربايجان استفاده كرده و به تبريز حمله برده بود - يكسره كرد . او در رى امير ولى را كه پس از طغاتيمور در استرآباد حكومت مىكرد ، شكست داد ؛ ولى وقتى كه خبر مرگ برادر خود امير زاهد را در اوجان شنيد ، دست از لشكركشى برداشت و بناگزير به آذربايجان بازگشت . شيخ اويس حكومت رى را به قتلغشاه يكى از اميران خود واگذار كرد و اين مقام دو سال بعد به عادل آقا تفويض گرديد . با اينكه شيخ اويس بغداد را همچنان پايتخت خود قرار داد ، ولى لشكركشىهاى نظامى و علائق سياسى او در ايران خلاصه شده بود ؛ چنان كه سرانجام در تبريز ( 776 / 1374 ) جان به جان آفرين تسليم كرد . فقط پيشرفتهاى نظامى و سياسى شيخ اويس نبود كه وى را يكى از سلاطين مقتدر و قاطع زمانهاش كرد بلكه بخصوص صفات انسانى و اشتياق و علاقه او به حيات فرهنگى نيز از عوامل مهم پيشرفتش به حساب مىآمد . فعاليتهاى او دربرگيرنده يك سلسله تلاشهاى پيگيرانه براى زنده كردن مبادلات بازرگانى در مناطق متروك ايران و نيز ياريهاى شخصى و فردىاش به گسترش حيات و زندگى مدنى و همچنين حمايت و پشتيبانىاش از هنر و ادبيات - كه در اين زمينه اشتياق و علاقهاى وافر داشت - بود . راجع به جزئيات مفصل درخصوص زندگى و فعاليتهاى او ، بىترديد و بهطور غيرمستقيم مرهون تاريخ شيخ اويس نوشته ابوبكر القطبى الاهرى مورخ رسمى دربار او هستيم . البته خود او نيز شعر مىسرود و به خوشنويسى و نقاشى شهرت داشت . تلاش شيخ اويس در گسترش قدرت آل جلاير در مركز و مشرق ايران - كه با لشكركشى عليه رى به ثبوت رسيد - قرين كاميابى نبود . پس از او نيز حاكمان جلايرى در اين سياست چندان